مهمترين واژهنامه همان است كه اين يادداشت دربارهٴ آن نوشته ميشود. قس: نخستين واژهنامههاي عربي (ج 1، ص 764).
تَنْحُم اورشليمي
تنحمبن يوسف اورشليمي، نحوي و متكلم يهودي كه در سدهٴ سيزدهم، در بيتالمقدس يا يكي ديگر از شهرهاي خاور نزديك برآمد. نويسندگان بعدي او را با لقب احترامآميز ((ابن عزراي شرق)) ياد كردهاند، بيشك او آخرين عالم بزرگ يهودي شرق بود. شرحهاي متعددي بر كتاب مقدس به زبان عربي نوشت كه با عنوان كتاب الايجاز و البيان گردآوري شد؛ با مقدمهاي دربارهٴ دستور زبان و برخي نحويان قديم عبري. وي شرحهاي متعددي را از سعدياي جايون و ابراهيمبن عزرا ذكر كرده است. واژهنامهاي هم با عنوان المُرشد الكافي تأليف كرد، و در آن با مراجعه به لغتنويسان قديم، به ويژه ناتانبن يحيئيل (نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم)، واژههاي شرح مشناي ابن ميمون و تعداد زيادي از واژههايي را كه در مشنا يافت ميشود به ترتيب الفبايي ذكر كرد.
ح. عربي
¿ يادداشتهاي مربوط به ياقوت حموي در فصل جغرافيا، و ابن بيطار در فصل طب.
ابن حاجب
جمالالدين ابو عمرو عثمانبن عمربن حاجب. در 1175، در فَنا واقع در صعيد مصر زاده شد.
پدرش حاجبي كُرد بود. ابن حاجب در قاهره تحصيل كرد؛ در دمشق به تدريس فقه پرداخت، سپس در قاهره مقيم شد، در 1249، در اسكندريه درگذشت. فقيه و نحوي مالكي. رسالههاي متعدد دربارهٴ دستور زبان، فن شعر و فقه نوشت.
مهمترين تأليف او دربارهٴ دستور زبان رسالهٴ عربي كوتاهي به نام كافيه، و رسالهٴ كوتاهتري به نام
شافيه است، كه هر دو، به ويژه اولي رواج وسيعي يافت. كتاب المقصد الجليل في علم الخليل او دربارهٴ علم عروض و قافيه هم اعتبار زيادي به دست آورد، و دست كم پنج شرح بر آن نوشته شد.
دو كتاب او دربارهٴ فقه مالكي خصوصاً در مغرب شهرت زيادي يافت، او نخستين كسي بود كه تعاليم فقهاي مالكي مصر و مغرب را تلفيق كرد. رسالهٴ بزرگتر، منتهي الاٴصول و الاًمال، و رسالهٴ كوتاهتر، مختصرالمنتهي (يا مختصرالاصول) نام دارد.
سَكّاكي
سراجالدين ابوبكر يوسفبن ابي بكربن محمد خوارزمي. در 1165، در خوارزم زاده شد، در ابتدا